زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران

خبررسان سایت
kazemia's description
آدرس اینترنتی: http://kazemia.persianblog.ir/
بروزرسانی شده: ۱ ساعت 13 دقیقه گذشته

شهرهای مستعمراتی

4 شهريور, 1387 - 23:04

 

ادامه  بحث درباب شهر و خانه را مدیون دوست عزیزم مرتضی کریمی هستم که کامنتهای سازنده ای در پست قبلی گذاشته است.باید بگوییم که کریمی در همان جهتی سخن گفته است که مدنظر من بوده است.

********************************

 

1.    گفته شد که شهر در ایران هویتی مستقل ندارد و دائما استقلال شهر به واسطه دولت و خانه به چالش کشیده می شود. گسترش خانه در شهر به معنای آن نیست که ارزشهای مثبت خانه مانند عواطف، اعتماد و آشنایی در شهر گسترش می یابد بلکه منظور ما از بعد منفی آن به معنای هرج و مرج گرایی در شهر و گسترش اخلاق خودمحورانه است. در تحلیل جامعه شناسانه جامعه ایرانی باید چندان بین فرد و خانواده تمایز قایل نشد[i]. فردیت موجود در جامعه ما با خانواده گرایی[ii] پیوند دارد و فردگرایی خودخواهانه و خانواده گرایی مانع مهمی در شکل گیری فردیت شهروند مدار است. اینکه فردگرایی خودمحورانه و خانواده گرایی(تقدم منافع خانواده ام بر جامعه) بر شهر غلبه دارد درست تداعی کننده شعار معروف" شهر ما خانه ما"  است. در واقع از بعدی انتقادی اگر به این شعار نگاه کنیم باید بگوییم که برای رعایت حرمت شهر همه ما باید فرض کنیم که ما در خانه خود هستیم فقط در این صورت است که میتوانیم به شهر احترام بگذاریم. شهر تحت هجمه منافع فردی ما قرار دارد و هیچ فضای مستقلی وجود ندارد که فردیت شهروندی ما را بنا سازد. نیاز به تذکر ندارد که فردیت شهروندی در نظر ما به همان معنایی است که دورکیم درباب اخلاق اجتماعی در دنیای مدرن  سخن گفته است( و ما آن را در پاره های گذشته شرح دادیم). فردیت شهروندی، فردیتی فراتر از "من"است و در عین حال "من"  را هم در بر می گیرد . بنابراین وقتی از فردیت مدرن سخن می گوییم متفاوت از نفسهای پراکنده فردی ما است. فردیت مدرنی که منافع جمعی را لحاظ می کند و در دایره اجتماع و شهر شکل می گیرد. این فردیت تا اندازه زیادی تحت تاثیر فضاهای عمومی شهروندی پدید می آید.

2.    وقتی از تبانی دولت و خانواده سخن می گوییم به این معنا است که دولت گویا این درهم آمیختگی و هرج و مرج طلبی فردی را پذیرفته است. و از سوی دیگر دولت نیز ترک تازی های خود را در شهر دارد. فرد هیچ موجدیتی برای دولت ندارد. اوست که تعیین میکند مردم در شهر چه بپوشند، کجا بروند، چگونه بروند، با چه کسانی بروند. دولت البته مزاحم ترک تازیهای نفسهای منفرد و مخرب اخلاق شهروندی نمی شود. هرکسی در شهر آزاد است که هر قوانین پذیرفته شده و همگانی را رعایت نکند اما در عوض حق ندارد از برخی قوانین خاص و گاها پذیرفته نشده تخطی کند. در اینجاست که دولت در عمل محدودیتهایی برای حقوق شهروندی ایجاد میکند که اساسا به آن نامرتبط است[iii].

3.    در شهرهای مدرن، پلیس جز در مواقع آشوبهای شهری و نظایر آن از طریق نمایش بدنی و ظاهری مقابل شهروندان نمی ایستد اما در تهران گویا آشوبی همگانی وجود دارد که نمایش بدنی پلیس را اجتناب ناپذیر می سازد. تهران شهری پلیسی است. تعداد پلیسهای موجود در شهر به قدری است که شما در همه جا آنها را می بینید. این حضور به حدی است که اگر در جایی پلیس مشاهد نشود عدم حضور وی مورد پرسش قرار می گیرد. اما این حضور همه جایی اساسا تاثیر کمی در نظم اجتماعی، اخلاق شهروندی و نظایر آن داشته است. شاید به این دلیل که پلیس وارد منازعاتی می شود که گاهی مربوط به خانواده هاست. مثلا اینکه جوانان ما چه بپوشند و چگونه آرایش کنند مسئله ای است که یا در حریم خصوص افراد است یا در حریم خانوادگی اما دولت تمایل دارد تا درب خانه ها این مسئله را پی گیری کند و همین امر گاهی موجب منازعه دولت با خانواده می شود. حتی دولت تا پشت بامهای خانه ها را هم تحت کنترل قرار می دهد. در اینجا می بینیم که هم خانواده قالی اتاق نشیمن خود را تا شهر می گستراند و هم دولت خانواده را تا درب منزل پاسبانی می کند. و این گمان درستی است که چنین وضعیتی مزاحمتهایی برای هردو پدید می آورد. این همان تداخلی است که در باب آن سخن گفتیم یعنی تداخل میان سپهرهای گوناگون. ایران در معنای جامعه شناسی آن نه جامعه ای تمایزی بلکه جامعه ای تداخلی است.اگر بخواهیم به تحلیل شکل مدرنیته ایرانی بپردازیم ضرورتا باید این تداخل را مورد ملاحظه قرار گیرد.

4.    شهر، مستعمره ای بیش نیست! به نجات شهر بکوشیم![iv].

 


[i] - فردیت موجود در ایران در پیوند با خانواده قرار دارد. این نکته را دوست عزیزم دکتر میرازیی در رساله دکتری شان  تحت عنوان فردگرایی در میان شهروندان تهرانی به خوبی اشاره کرده اند.

[ii] - در اینجا معنای خانواده گرایی نباید لزوما با خانواد گسترده منطبق فرض شود. خانواده گرایی می تواند در ایران در چارچوب خانواده هسته ای یا زن و شوهری- فرزندی بهتر فهم شود.

[iii] - منظور این است که در ثبات اجتماعی چندان نقشی ندارند بلکه بیشتر محدودیتهای ایدئولوزیکی است. برای مثال سخت گیری در باب پوشش  بیشتر  سخت گیری  در هنجاری اخلاقی است تا  هنجار اجتماعی و شاید در معنای دارندورفی آن هنجار گروه های مسلط.

[iv] - شهر در نگاه من بارمعنایی همه آنچه که با مفاهیم حوزه عمومی، فضای عمومی،جامعه مدنی و دموکراتیزه کردن زندگی روزمره می شناسیم بدوش می کشد.