زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

مدرسه مطلعات شرق و آفریقا

اولين ديدارم با استاد راهنمايم روز پرخاطره ايي بود. يكي از ماجراهايم اين بود كه استادم گفت: ”آقاي فاضلي در دانشگاه هاي غرب استاد و دانشجو رابطه برابري دارند و بين آنها سلسله مراتب اجتماعي استاد و دانشجو وجود ندارد. من و شما پروژه ای را با هم پيش مي بريم. من هم از شما مي آموزم. بنا براين، اولآ مرا به اسم كوچكم يعني ريچارد صدا كن و من هم ترا نعمت صدا مي زنم. ثانيآ....“

گفتم:”آقاي دكتر تمام حرف هاي شما را قبول دارم جز صدا كردن شما با اسم كوچكتان. خودم استاد دانشگاه بوده ام و مي دانم اگر دانشجويانم در كلاس مرا نعمت صدا مي كردند برايم توهين بزرگي بود.“

گفت:” نه جانم. اينجا اسم كوچك افراد توهين آميز نيست؛ و رسم دانشگاه همين است. شما هم وقتي در رم هستيد بايد مطابق رسوم رمي ها زندگي كنيد.“[1]

گفتم: ”پس اجازه بدهيد كه كم این كار را كنم. برايم انجام اين كار به يكباره ممكن نيست.“

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] When in Rome do as Romans do

سوآس و اولين ديدار

اولين ديدارم با استاد راهنمايم روز پرخاطره ايي بود. يكي از ماجراهايم اين بود كه استادم گفت: ”آقاي فاضلي در دانشگاه هاي غرب استاد و دانشجو رابطه برابري دارند و بين آنها سلسله مراتب اجتماعي استاد و دانشجو وجود ندارد. من و شما پروژه ای را با هم پيش مي بريم. من هم از شما مي آموزم. بنا براين، اولآ مرا به اسم كوچكم يعني ريچارد صدا كن و من هم ترا نعمت صدا مي زنم. ثانيآ....“

گفتم:”آقاي دكتر تمام حرف هاي شما را قبول دارم جز صدا كردن شما با اسم كوچكتان. خودم استاد دانشگاه بوده ام و مي دانم اگر دانشجويانم در كلاس مرا نعمت صدا مي كردند برايم توهين بزرگي بود.“

گفت:” نه جانم. اينجا اسم كوچك افراد توهين آميز نيست؛ و رسم دانشگاه همين است. شما هم وقتي در رم هستيد بايد مطابق رسوم رمي ها زندگي كنيد.“[1]

گفتم: ”پس اجازه بدهيد كه كم این كار را كنم. برايم انجام اين كار به يكباره ممكن نيست.“

بعد ها وقتي ديدم حتي خبرنگار بي بي سي در مصاحبه تلويزيوني با توني بلر، نخست وزير را ”توني“ خطاب مي كند دريافتم كه اسم كوچك در اين فرهنگ ديگر كوچك نيست. تاكيد غربي ها بر اسم كوچك داراي منطق فرهنگي ويژه ايي است. اسم كوچك معرف فرديت ماست و اسم خانوادگي تعلق ما به خانواده و اجتماع را مي رساند. در جامعه فردي شده كه فردگرايي به اوج خود رسيده است، افراد دوست دارند با آنچه معرف فرديت شان است شناخته شوند نه با آنچه اجداد و سنت ها و اجتماع شان را معرفي مي كند. علاوه براين در يك جامعه دموكرات كه فرايند دموكراسي به لايه هاي اجتماعي نفوذ كرده است، بتدريج كنيه ها و القاب كه جهت تعيين مرزهاي اجتماعي و تعلقات گروهي و طبقاتي وضع شده اند اهميت خود را از دست مي دهند. از اينرو در غرب امروز القاب دكتر و مهندس و فاميلي ها و كنيه ها به كلي رنگ باخته اند و بسيار مضحك است كه افراد را با القاب صدا كنيم. عكس اين ماجرا نيز درست است. يعني هر چه جامعه سنتي تر و غير دموكراتيك تر است تمايل به القاب و كنيه ها بيشتر است. در دوره ‌قاجار تمام صاحب منصبان القاب دوله و سلطنه و غيره داشتند اما امروز با رشد فرهنگ دموكراتيك و كاهش فاصله ها و سلسله مراتب ها كسي ديگر عنوان خان و دوله و سلطنه ندارد.[2]

اجازه دهيد داستان نامگذاري خودم را برايتان نقل كنم كه بخوبي گرايش هاي فرهنگي را در نامگذاري در ايران 38 سال پيش را نشان مي دهد.

مادرم مي گويد در روز تولدم مرحوم پدرم آشيخ ماشاء الله اوحدي، عموزاده آيت الله العظمي اراكي، و آخوند ده را مي بيند و او مي گويد:“مش نصرت الله شنيدم خداوند به تو پسري عطا كرده است. مبارك است. اسم او را هم گذاشته ام نعمتالله، كه هم با اسم داداشش هبت الله، و پدرش نصرت الله و پدر بزرگش وسعت الله جور است، هم اسم زيبا و خدا پسندي است.” پدر هم مي گفت: ”ديدم حرف حساب مي زنه و اسم حسابي برات انتخاب كرده. اين بود كه گفتم آره آشيخ هرچي شما بگي درسته!“ بچه كه بودم مادرم هم هميشه از اسم گذاري آشيخ ماشاء الله تعريف مي كرد و مي گفت:

”مادرجون اسم قشنگي داري. اگر آشيخ اسم ترا از اين اسم هاي امروزي مثل افشين و داريوش گذاشته بود ميد وني چه بلايي به روزت مي آمد. مثلا اگر روزي ملا بشي و به مقامات بالا برسي، خوب مردم نمي تونن ترا مثلآ صدا كنند آيت الله العظمي افشين فاضلي! مي تونند؟ يا اگه يه آدم حسابي بشي و سري ميان بزرگا در كني ما نمي تونيم به مردم بگيم پسرمون شوشا! شده وزير امور خاجه، مي تونيم؟ “

من هم از اسمم رازي بودم تا اينكه ازدواج كردم و روز خواستگاري خانمم گفت: ”ببين آقاي فاضلي من دوست ندارم ترا به اسم كوچكت صدا كنم و مايلم براي هميشه بهت بگم آقاي فاضلي.“

گفتم: ”آخه عزيزم اينكه خيلي رسمي و مديركلي ميشه!“ گفت:”باشه آخه بهتر از نعمت است كه همه را ياد نعمت نفتي ميندازه!“ و از آن روز تا بحال كه 12 سال ميگذره من توي خانه جناب آقاي فاضلي! هستم. البته من خدا را شكر مي كنم كه اسم پدر بزرگم عينعلي نبود، والا اسم پدر خدابيامرزم سبزعلي و دادشم چراغعلي و لابد اسم من هم نفت علي يا قند علي بود. يعني از آن اسم هاي امروزي دختر كش ممنوع الازدواج!

سوآس آکادميک کالچر

از همان نخستين روزهاي ورودم به دانشگاه لندن و مدرسه سوآس در صدد دانستن اين نکته بودم که از حيث فرهنگی «دانشگاه غربی» واجد چه شرايطی است که توانسته «وسعه علمی و تکنولوژيک» در غرب را مهيا، تضمين و پيش ببرد،، اما «دانشگاه ايرانی» فاقد آن است؟ مشاهده تفاوت های فرهنگی ميان دانشگاه ايرانی و مدرسه سوآس هر روز بيشتر و بيشتر مرا به انديشيدن و تامل وامی می داشت. بتدريج به تفاوت های بارز و آشکاری از نظر ساختار، روش های آموزش، مديريت، تعريف، نوع روابط و ارزش ها و به طور کلی فرهنگ دانشگاهی ايران و مدرسه سوآس پی بردم. در چند عبارت کلی می توان اين تفاوت ها به صورت زير بيان کرد.

1) سوآس دانشگاهی غير دولتی است. بودجه و هزينه های آن عمدتآ از طريق شهريه دانشجويان، کمک های بلاعوض موسسات و افراد، ارائه خدمات آموزشی، تبليغات تجاری و ميزان ناچيزی کمک های دولتی تامين می شود. در نتيجه سوآس ناگزير است از يک سو برای جلب توجه دانشجويان و جذب «مشتريان» بيشتر، دائمآ خود را با تازه ترين نيازهای آموزشی و مباحث روز تطبيق دهد و خدمات آموزشی و دانشگاهی قابل قبول در تمام زمينه های ارائه کند. از سوی ديگر، از آنجا که دانشجويان مشتريان دانشگاه هستند، و بابت تمام خدمات دريافتی پول پرداخت می کنند، دانشگاه نيز تنها در چارچوب«قرارداد» مورد توافق و تفاهم با او می تواند اقتدار خود را اعمال کند. البته دانشجو نيز ناگزير بايد اصول کلی و عرف جهانی اجتماع علمی و دانشگاهی را پذيرفته و رعايت کند.

نظرات و یادداشت ها

جناب آقاي دكتر

جناب آقاي دكتر سيد نعمت اله قادري
رئيس مركز مطالعات آفريقاي وزارت امور خارجه

سلام علیکم؛
بررسي فعاليت هاي فكري- فرهنگي و هنري در جهان معاصر و گفتگو و تعامل با فعالان اين عرصه، يكي از دغدغه هاي مهم ماهنامه «راه» و دفتر تازه تأسيس مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي است. اين مجله در نظر دارد هر شماره به اوضاع فرهنگي و اجتماعي مناطق مختلف جهان بپردازد؛ جهان اسلام، آسياي مركزي، آسياي جنوب شرقي، آفريقا، آمريكاي لاتين و... . شماره جديد اين نشريه به پرونده آفريقا اختصاص دارد.
با توجه سابقه مديريت جنابعالي بر مركز مطالعات آفريقاي وزارت امور خارجه خواهشمند است در صورت امكان، زماني را براي گفتگو درباره فعاليت ها، نظرات و تحليل هاي خويش درباره گسترش روابط فرهنگي، فكري و هنري درباره اين منطقه و مشاوره و انتقال تجارب در اين حوزه در اختيار اين دفتر قرار دهيد.
* مهمترین محورهای پیشنهادی برای اين گفتگو:
1- تحليل کلی از منطقه و بررسي اتفاقات و مناسبات سیاسی اخیر این منطقه
2- اوضاع فرهنگی و اجتماعی و مشكلات این منطقه و قاره (فرهنگ عمومی، رسانه ها، فیلم ،فقر، بی سوادی، بهداشت و....)
3- فرصت های فرهنگی، علمي، اقتصادی، سیاسی جمهوری اسلامی ایران و گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه
4- بررسی اجمالي سیاست های آمریکا، اروپا، چین، روسیه، رژیم صهیونیستی در منطقه و اقدامات ج.ا.ایران
5- اوضاع مسلمانان خصوصا شیعیان منطقه
6- تصور مردم، هنرمندان، روشنفکران، رسانه ها و مطبوعات منطقه از انقلاب اسلامی ایران، امام(ره) و ...
7- بررسي وضعيت آفريقا پژوهي در ايران
8- راهکارهای پیشنهادی عملی برای افزایش ارتباطات فرهنگی و اجتماعی كه از سوي رسانه ها و مراكز فرهنگي مستقل قابل پيگيري باشد

ضمنا آقايان احمدي(66968897-021) و عسگري(09357382910) آماده هماهنگي براي برگزاري اين جلسه اند. پيشاپيش از همكاري جنابعالي قدرداني مي شود.

وحيد جليلي
سردبير ماهنامه راه