زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

چهارشنبه سوری


متنی که ملاحظه می نماید حاصل گفت و گوی سلیمان محمدی و عماد برقعی با بنده درباره چهارشنبه سوری است. این متن بصورت گفت و گو و همراه با پرسش های آن امروز سه شنبه 28 اسفند در روزنامه اعتماد منتشر شده است. این متن را آقای محمدی برای من ارسال داشتند و بعد از حذف سوالات و کمی تغییر آن را بصورت مقاله فعلی درآوردم. امیدورام تا چهارشنبه سوری سال بعد آن یک مقاله کامل نموده و منتشر نمایم. متنی که در روزنامه اعتماد منتشر شده است، تقریبا نصف متن حاضر است. زیرا متن گفت و گو بیش از یک صفحه روزنامه بود و ناگزیر باید آن را کوتاه می کردند.

 

 

 

 اجازه دهید بحث را با بررسی این پرسش آغاز کنیم که چرا بايد در مورد چهارشنبه‌سوري انديشيد؟

 

چهارشنبه‌سوري مثل همه آيين‌ها و رسوم دیگر در موقعیت و بستر سنت، به‌طور ناخودآگاه و براساس عادت و به مثابه پاره‌يي از وجود تاريخي و ميراث فرهنگي اجرا مي‌كردیم و از جمله مقولاتي نيست كه به مثابه ابژه فكري و شناختي موضوع بحث و گفت‌وگو باشند. اينكه امروز در رسانه‌ها، دانشگاه و مراکز پژوهشی در رشته‌هاي مختلف تاريخ، مردم‌شناسي، مطالعات فرهنگي و ايران‌شناسي، به بحث و گفت‌وگو درباره این جشن‌ها و آيين‌ها می پردازیم،از ويژگي‌هاي جامعه مدرن است. مدرنیته ایجاب می کند سنت و فرهنگ را از وضعيت ناخودآگاه به خودآگاه منتقل شوند و انجام و اجراي آيين‌های فرهنگی تنها به اتكاي تاريخي‌، سنتي يا جنبه ميراث بودن آنها کفایت نمی کند. این امر ناشی از عوامل مختلف است.

 

اول، ضرورت تغییر سنت. دنياي مدرن با نوعي تقابل و مواجهه‌ با تاريخ و سنت همراه است. در اين مواجهه سنت‌ها همان اقتدار و مشروعيت و توجيه فرهنگي را كه در گذشته داشته‌اند از دست داده‌اند چرا كه دنياي جديد، دنياي تغيير و تحول و نوآوري است و اين تغيير و تحول دامنگير سنت‌ها هم مي‌شود. ·

 

 دوم، ضرورت عقلانی شدن ست.دنياي مدرن، دنياي عقلانيت‌ها است و علم جديد و انديشه دنياي جديد در تلاش است براي هر چيزي از جمله سنت‌ها، نوعي توجيه عقلاني فراهم كند، اين توجيه به‌خصوص در مورد آيين‌هايي كه كمتر قابليت عقلاني دارند و حداقل ظاهراً با مباني عقلي ناسازگار هستند، اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. ·

 

 سوم، بحران كاركردي سنت. آيين‌‌ها و سنت‌هايي مثل نوروز يا چهارشنبه‌سوري و جشن‌هاي ديگر در يك بستر و بافت اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي در تاريخ ايران شكل گرفته‌اند، در دنياي مدرن اين بستر تحت تاثير فناوري، تحولات جمعيتي، شهرنشيني و ظهور دولت ملت‌هاي جديد و بسياري از فرآيندهاي ديگر تغيير كرده است، در نتيجه وقتي اين آيين‌ها در يك شرايط پيشامدرن به‌وجود آمده‌اند، در بستر و بافت جديد نمي‌توانند اين كاركردهاي پيشين را استمرار دهند. از این رو، برخي از اين آيين‌ها ماند جشن سده یا جشن مهرگان از بين مي‌روند و برخي مي‌مانند. بقاي آيين‌هايي كه در يك شرايط اجتماعي متفاوت توليد شده‌اند و انتقال پيدا كرده‌اند به شرايط مدرن، به‌طور خود به خود يك پارادوكس يا تناقض فرهنگي را در خودشان دارند و اين تناقض است كه ما را بيشتر به بازانديشي وامي‌دارد. البته اين سه نكته يا دليل كه ارائه كردم در مورد كل آيين‌هاست؛ هم آيين‌هاي ملي و هم آيين‌هاي مذهبي. ·

 

 چهارم، تناضات و تضادها و ناسازوری درونی عناصر سنت. مجموعه فرهنگي نوروز كه شامل چهارشنبه‌سوري، جشن تحويل، سيزده بدر و البته مجموعه وسيعي از آداب و رسومي كه جزء ويژگي‌هاي منطقه‌يي و محلي هر شهر و روستا و محيطي به‌وجود آمده، مجموعه اينها در وضعيت كنوني‌شان، جشن عرفي و بدون خاستگاه اسلامي محسوب هستند. بنابراين، در حكومت اسلامي که دولت درصدد اسلامي كردن و اسلامي ساختن تمام ابعاد زندگي مردم است، حضور جشن‌ها و آيين‌هايي كه خاستگاه اسلامي ندارند، اين نوعي تناقض و چالش را به‌وجود مي‌آورد؛ نوعي چالش كه ماهيتاً چالش سياسي است چرا كه اسلام در جامعه امروز، علاوه بر ريشه‌هاي اجتماعي و فرهنگي كه در ميان ملت دارد، به مثابه الگوي حكومت هم محسوب مي‌شود. طبيعي است فرد با آن چارچوبي كه در زندگي‌ و فرهنگ قبول مي‌كند، نمي‌تواند نسبت به آيين‌هاي عرفي بي‌تفاوت باشد و آيين‌هاي عرفي هم نمي‌توانند نسبت به چارچوب و وضعيتي كه به‌وجود آمده، به‌عنوان آيين‌هاي بي‌طرف از نظر سياسي شناخته شوند.از این رو، بازانديشي و تلاش براي شناخت آيين‌هاي عرفي، نوعي تامل سياسي هم هست. در اين فرآيند، ما درصدد هستيم سازوكارهاي فرآيند سازگاري يا ناسازگاري آيين‌هاي عرفي از جمله نوروز و چهارشنبه‌سوري را با كليت گفتمان سياسي حكومت هم بشناسيم.·

 

 پنجم، مجموعه فرهنگي نوروز در دهه‌هاي اخير دستخوش تحولات وسيعي شده است. شناخت این تحولات هم ارزش نظری و هم اهمیت عملی برای شناخت فرهنگ معاصر