پرسش از ایران و ایرانی در طول تاریخ چند هزار سال گذشته، «ایران به مثابه ابژه شناخت» همواره در کانون توجه محققان ایرانی و غیر ایرانی بوده است. این توجه به ویژه در دهه های اخیر بسیار بیشتر نیز شده است. ایرانی کیست، چگونه زندگی می کند و چه می خواهد؟ اینها پرسش هایی هستند که نه تنها مردم ایران را بلکه بسیاری از مردم دنیایی که ما را نظاره می کنند، به خود مشغول داشته است. ايرانی کيست؟ اين پرسش نه تنها برای ايرانيان بلکه برای بسياری از مردم جهان از جمله مردم شناسان غربی، پرسشی مهيج، مهم و در عين حال بسيار دشوار بوده است. سنت مطالعات ایرانی در غرب با هرودت آغاز می شود. هرودوت (84--432 BC) پدر علم تاريخ و مولف «تاریخ هرودوت» در کتابش به شرح «جنگ های ايرانيان و يونانيان» و توصيف و تحليل شخصيت و زندگی ايرانی می پردازد. او به ستایش ایرانیان می پردازد و آنها را به نیکی یاد می کند و نگرش منفی يونانيان از مردم ايران را نقد کرده و می نويسد: «پشينيان مردم ايران زمين با چشم بيگانه ديده اند و آنها را کمترين شمرده اند. آنها شيوه زندگی ايرانيان را درک نکرده اند و اغلب خصمانه به آنها نگريسته اند. در نتيجه ضرورت دارد که هم منشاء تعصب خودمان را بشناسيم و ميزان درستی و اعتبار منابعی که درباره ايرانيان برای ما اطلاعات می آورند» ((Hirsch 1985: ix