مجله تدبیر در بهار 1387 میزگرد در زمینه ترجمه متون علمی تشکیل داد و نگارنده نیز برای شرکت در آن دعوت شده بودم. این میزگرد در شماره های 192 و 193 مجله تدبیر در اریبهشت و خرداد 1387 انتشار یافت. موضوع بحث میزگرد عمدتا چالش های ترجمه در رشته مدیریت بود. نگارنده البته در زمینه رشته مدیریت تجربه ای ندارم. اما با توجه به مشکلات ترجمه در رشته های علوم اجتماعی دیدگاه خودم را بیان کردم. متنی که ملاحظه می نمایید مطالب نگارنده در آن میزگرد است.
در زمينه اينكه ما چه مشكلاتي در ترجمه و زبان مديريت داريم، نكات مهمي بيان شده كه آنها را مي توان در دو دسته قرار دارد: 1- مشكلات زباني 2- مشكلات فرازباني. حقيقت اين است كه تمام زبانها مشكلاتي دارند. از آنجا كه علم مدرن، تجربه منحصر به فرد فرهنگ ما نبوده است، در اين حوزه، زبان فارسي مشكلات جدي دارد، اما اين امر به آن معني نيست كه قابل حل نيست.
اولين مشكل فرازباني ما اين است كه مقوله ترجمه در دانشگاهها و اجتماعات علمي ما به ديد تحقير نگريسته ميشود و منزلت فكري و فرهنگي لازم به آن داده نميشود. بنابراين اين توهم ايجاد شده كه ترجمه كردن گويا نوعی خلاقيت و نوآوري فكري و فرهنگي نيست، بلكه نوعي تقليد و بازتوليد است. اما اينطور نيست که مترجم نوآوري نميكند. همچنين سهمي كه ترجمه در توسعه علم و تمدن سازي دارد، كمتر از سهم كسانيكه توليد علم كردهاند، نيست. هر وقت كه تمدنها شكل گرفتهاند، اولين ركن آن ترجمه بودهاست. در دوره طلایی تمدن اسلامی در قرون چهارم تا ششم هجری از 20 كتاب ارسطو 88 ترجمه عربي انجام شد. ترجمه متون یونانی سهم مهمی در شکل گیری تمدن بزرگ اسلامی داشت. در اروپا در دوره رنسانس هم اروپا بازسازي فكر و فرهنگ خود را از راه ترجمه آغاز كرد و تا اين لحظه استمرار بخشيد.
به لعاوه يكي از اركان تمدن ايراني در 150-100سال اخير ترجمه بودهاست. نكته دوم اين است كه ما فكر و گمان ميكنيم خيلي زياد و بیش از اندازه ترجمه ميكنيم. در سال 1989 يونسكو تحقيقي انجام داد كه نتایج این تحقیق نشان ميدهد که اين برداشت ما ایرانیان تا چه حد باطل است. گزارش يونسكو نشان ميدهد 86 درصد كل ترجمههايي كه در جهان انجام شده در كشورهاي غربي به چاپ رسيدهاست. يعني سهم كشورهاي غير غربي از كل ترجمه 14 درصد است و 5 درصد از اين مقدار هم متعلق به ژاپن است. يعني كل سهم جهان اسلام و آسيا از ترجمه 9 درصد است.با توجه به این داده ها می توان گفت برداشت واقعبينانهاي از حجم ترجمهها در كشورمان وجود ندارد و اين باعث ميشود كه همواره فكر كنيم كه ترجمه جاي تأليف را تنگ كرده است، در حاليكه اينگونه نيست و ما در جهان سهم مهمی در زمینه ترجمه نداريم. در كتاب «سياست پژوهي» توضيح داده شده است كه بين زبان توليد علم و زبان ترويج و كاربست علم، تفاوت وجود دارد. زبان سياستپژوهي، زباني است كه گزارهها، دستاوردهاي علم مديريت را از سطوح انتزاعي نظري به سطوح كاربردي تبديل ميكند. ما در اين زمینه مشكل داريم كه واسطهاي كه ميخواهد اين زبان را تبديل كند، وجود ندارد. ما حتي مايل نيستيم اين نكته را بدانيم؛ زيرا از اغتشاش و آشفتگي زباني سوء استفاده ميكنيم.در هيچ رشتهاي اتفاق نيفتاده كه زبان آن سطحبندي نشده باشد؛ زيرا زبان وسيله ارتباطي است كه با توجه به مخاطب مفروض شكل ميگيرد. اگر مخاطب مفروض، دانشجو است، كتاب بايد بهگونهاي نوشته شود كه بيشترين تأثير و كارايي را برای دانشجو داشته باشد. اگر مخاطب عام باشد، بايد كتاب به گونهاي باشد كه عموم آن را متوجه شــوند. اگـر مخاطب درونرشتهاي و تخصصی است، خود شرايط ويژهاي را ميطلبد. ترجمه کردن به سه دسته دانش نياز دارد: 1- دانش زبان مبداء، 2- دانش زبان مقصد، 3- دانش فرهنگي و زمينهاي كه هم به رشته و هم به جامعه مربوط به آن بازميگردد و ما در هرسه دسته، مشكل داريم. اما مسئله ما در مديريت زبان، توسعه نيافتگي اجتماع مترجمان است. براي اولين بار به مرحلهاي در تاريخ ترجمه
نظرات و یادداشت ها
با عرض سلام و
با عرض سلام و تشکر از متن بسیار مفیدتان. منظورتان ازاین جمله چیست؟ "در كشورهاي توسعه نيافته، مرز زبان براي مخاطبان و بهرهگيرندگان آن تفكيك نشده است."