منتشر شده در فرهنگ شناسی (http://www.farhangshenasi.com/persian)
چهارشنبه سوری
منتشر شده توسط: دکتر نعمت الله فاضلی
انتشار یافته در تاریخ 12/28/1386 - 12:44

چهارشنبه سوری [1]


متنی که ملاحظه می نماید حاصل گفت و گوی سلیمان محمدی و عماد برقعی با بنده درباره چهارشنبه سوری است. این متن بصورت گفت و گو و همراه با پرسش های آن امروز سه شنبه 28 اسفند در روزنامه اعتماد منتشر شده است. این متن را آقای محمدی برای من ارسال داشتند و بعد از حذف سوالات و کمی تغییر آن را بصورت مقاله فعلی درآوردم. امیدورام تا چهارشنبه سوری سال بعد آن یک مقاله کامل نموده و منتشر نمایم. متنی که در روزنامه اعتماد منتشر شده است، تقریبا نصف متن حاضر است. زیرا متن گفت و گو بیش از یک صفحه روزنامه بود و ناگزیر باید آن را کوتاه می کردند.

 

 

 

 اجازه دهید بحث را با بررسی این پرسش آغاز کنیم که چرا بايد در مورد چهارشنبه‌سوري انديشيد؟

 

چهارشنبه‌سوري مثل همه آيين‌ها و رسوم دیگر در موقعیت و بستر سنت، به‌طور ناخودآگاه و براساس عادت و به مثابه پاره‌يي از وجود تاريخي و ميراث فرهنگي اجرا مي‌كردیم و از جمله مقولاتي نيست كه به مثابه ابژه فكري و شناختي موضوع بحث و گفت‌وگو باشند. اينكه امروز در رسانه‌ها، دانشگاه و مراکز پژوهشی در رشته‌هاي مختلف تاريخ، مردم‌شناسي، مطالعات فرهنگي و ايران‌شناسي، به بحث و گفت‌وگو درباره این جشن‌ها و آيين‌ها می پردازیم،از ويژگي‌هاي جامعه مدرن است. مدرنیته ایجاب می کند سنت و فرهنگ را از وضعيت ناخودآگاه به خودآگاه منتقل شوند و انجام و اجراي آيين‌های فرهنگی تنها به اتكاي تاريخي‌، سنتي يا جنبه ميراث بودن آنها کفایت نمی کند. این امر ناشی از عوامل مختلف است.

 

اول، ضرورت تغییر سنت. دنياي مدرن با نوعي تقابل و مواجهه‌ با تاريخ و سنت همراه است. در اين مواجهه سنت‌ها همان اقتدار و مشروعيت و توجيه فرهنگي را كه در گذشته داشته‌اند از دست داده‌اند چرا كه دنياي جديد، دنياي تغيير و تحول و نوآوري است و اين تغيير و تحول دامنگير سنت‌ها هم مي‌شود. ·

 

 دوم، ضرورت عقلانی شدن ست.دنياي مدرن، دنياي عقلانيت‌ها است و علم جديد و انديشه دنياي جديد در تلاش است براي هر چيزي از جمله سنت‌ها، نوعي توجيه عقلاني فراهم كند، اين توجيه به‌خصوص در مورد آيين‌هايي كه كمتر قابليت عقلاني دارند و حداقل ظاهراً با مباني عقلي ناسازگار هستند، اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. ·

 

 سوم، بحران كاركردي سنت. آيين‌‌ها و سنت‌هايي مثل نوروز يا چهارشنبه‌سوري و جشن‌هاي ديگر در يك بستر و بافت اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي در تاريخ ايران شكل گرفته‌اند، در دنياي مدرن اين بستر تحت تاثير فناوري، تحولات جمعيتي، شهرنشيني و ظهور دولت ملت‌هاي جديد و بسياري از فرآيندهاي ديگر تغيير كرده است، در نتيجه وقتي اين آيين‌ها در يك شرايط پيشامدرن به‌وجود آمده‌اند، در بستر و بافت جديد نمي‌توانند اين كاركردهاي پيشين را استمرار دهند. از این رو، برخي از اين آيين‌ها ماند جشن سده یا جشن مهرگان از بين مي‌روند و برخي مي‌مانند. بقاي آيين‌هايي كه در يك شرايط اجتماعي متفاوت توليد شده‌اند و انتقال پيدا كرده‌اند به شرايط مدرن، به‌طور خود به خود يك پارادوكس يا تناقض فرهنگي را در خودشان دارند و اين تناقض است كه ما را بيشتر به بازانديشي وامي‌دارد. البته اين سه نكته يا دليل كه ارائه كردم در مورد كل آيين‌هاست؛ هم آيين‌هاي ملي و هم آيين‌هاي مذهبي. ·

 

 چهارم، تناضات و تضادها و ناسازوری درونی عناصر سنت. مجموعه فرهنگي نوروز كه شامل چهارشنبه‌سوري، جشن تحويل، سيزده بدر و البته مجموعه وسيعي از آداب و رسومي كه جزء ويژگي‌هاي منطقه‌يي و محلي هر شهر و روستا و محيطي به‌وجود آمده، مجموعه اينها در وضعيت كنوني‌شان، جشن عرفي و بدون خاستگاه اسلامي محسوب هستند. بنابراين، در حكومت اسلامي که دولت درصدد اسلامي كردن و اسلامي ساختن تمام ابعاد زندگي مردم است، حضور جشن‌ها و آيين‌هايي كه خاستگاه اسلامي ندارند، اين نوعي تناقض و چالش را به‌وجود مي‌آورد؛ نوعي چالش كه ماهيتاً چالش سياسي است چرا كه اسلام در جامعه امروز، علاوه بر ريشه‌هاي اجتماعي و فرهنگي كه در ميان ملت دارد، به مثابه الگوي حكومت هم محسوب مي‌شود. طبيعي است فرد با آن چارچوبي كه در زندگي‌ و فرهنگ قبول مي‌كند، نمي‌تواند نسبت به آيين‌هاي عرفي بي‌تفاوت باشد و آيين‌هاي عرفي هم نمي‌توانند نسبت به چارچوب و وضعيتي كه به‌وجود آمده، به‌عنوان آيين‌هاي بي‌طرف از نظر سياسي شناخته شوند.از این رو، بازانديشي و تلاش براي شناخت آيين‌هاي عرفي، نوعي تامل سياسي هم هست. در اين فرآيند، ما درصدد هستيم سازوكارهاي فرآيند سازگاري يا ناسازگاري آيين‌هاي عرفي از جمله نوروز و چهارشنبه‌سوري را با كليت گفتمان سياسي حكومت هم بشناسيم.·

 

 پنجم، مجموعه فرهنگي نوروز در دهه‌هاي اخير دستخوش تحولات وسيعي شده است. شناخت این تحولات هم ارزش نظری و هم اهمیت عملی برای شناخت فرهنگ معاصر ایران دارد. به كمك رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و پژوهشگران حوزه‌هاي مختلف فرهنگ قادريم به نحو آشكار و به صورت سهل و آسان اين تحولات را ببينيم. شايد در صد سال پيش هم مجموعه نوروز تغييراتي را تجربه كرده و اين اتفاق هم افتاده ولي در ماهواره‌ها، وبلاگ‌ها، وب‌سايت‌ها و روزنامه‌ها در چند صد سال پيش نبودند تا اين تحولات را نشان بدهند و اين تحول را به مثابه نوعي امر آگاهانه و يك تجربه كاملاً شناخته‌شده براي ما و مردم آشكار كنند و توضيح بدهند، در حالي كه در دنياي امروز به كمك رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و... ما قادريم كوچك‌ترين تجربه‌ها در اين زمينه‌ها را از ناخودآگاه به خودآگاه منتقل كنيم. اکنون اجازه به بحث درباره نسبت های مدرنیته و چهارشنبه سوری بپردازیم. چهارشنبه سوری براي محققان مطالعات ايراني يك موضوع چالش‌برانگيز است چرا كه اطلاعات دقيقي كه همه پژوهشگران روي آن اجماع نظر داشته باشند وجود ندارد.

 برخي اساساً جشن سور را از جمله جشن‌هاي ايران باستان نمي‌دانند، استدلال‌شان هم اين است كه در ايران باستشان ما ايام سال را به صورت هفته تقسيم‌بندي نمي‌كرديم بلكه هر سال 12 ماه بود و هر ماه 30 روز و هر روز هم يك اسم داشت و در عين حال هر ماه هم يك اسمي داشت و اسامي ماه‌ها، در روزها هم تكرار مي‌شد و هر وقت اسم ماه با روز تداخل پيدا مي‌كرد، آن روز را جشن مي‌گرفتند. بنابراين ما چهارشنبه نداشتيم و آدينه هم نداشتيم. برخي محققان هم معتقدند ترتيب تقويم تاريخ پس از آمدن اعراب به ايران عوض شده است اما برخي ديگر هم معتقدند بسياري از آدابي كه در جشن سوري وجود دارد، آموزه‌هاي دين زرتشت است. اهميت اين قضيه كه خاستگاه چهارشنبه‌سوري بعد يا قبل از اسلام است، در اين است كه اگر ما يك خاستگاه قبل از اسلام بدهيم و اين را منتسب كنيم به دين زرتشت مي‌توانيم بگوييم جشن سوري از ابتدا يك جشن مذهبي بوده و بعد از اينكه مردم ايران اسلام آوردند، جشن سوري آن هويت مذهبي خودش را از دست مي‌دهد و به يك جشن عرفي و دنيايي تبديل مي‌شود. بنابراين يك تحول خيلي مهم در جشن سوري اتفاق افتاده است. از طرف ديگر، در ايران قبل از اسلام، شادي كردن و جشن گرفتن به مثابه كنش مذهبي به‌طور گسترده‌يي رواج داشت و ستايش اهورا مزدا از طريق شادي كردن صورت مي‌گرفت و بسياري از آيين‌هاي عبادي زرتشت با جشن و سرور همراه بود و كل فرهنگ زرتشت، از طريق قرار دادن روزها در قالب جشن‌هاي مختلف سامان فرهنگي مي‌دهد. يكي از اين جشن‌‌ها مجموعه نوروز است. و تقريباً اغلب روزها با يك نوع جشن همراه بود.راهبرد دين زرتشت شادي و هيجان‌آفريني از راه مشاركت در جشن‌ها بود، اما اين جشن‌ها براي زرتشت جشن‌هاي مذهبي بود نه عرفي يا دنيايي و اجراي آيين‌هاي جشن، در واقع ستايش اهورا مزدا و پيامبر زرتشت و در نهايت استمرار و بقاي دين زرتشت بود. اين ويژگي با روح مدرن سازگار است. به اين معنا كه دنياي مدرن هم دنياي سرخوشي است؛ دنيايي كه لذت‌ها، هيجان‌ها و توجه به ابعاد دنيوي و عرفي در آن بسيار اهميت دارد. به‌خصوص امروز كه مصرف‌گرايي، فرديت، سرگرم‌سازي و فراغت، فرآيندهايي است كه موقعيت مدرنيته متاخر يا پست‌مدرن به كمك آن تعريف مي‌شود.جشن سوري و همه مجموعه فرهنگي نوروز، سازگاري و همخواني فرهنگي با روح مدرن دارد چون هم مي‌تواند شادي‌آفرين باشد و هم موقعيت‌هاي اجتماعي براي مصرف كردن بيشتر و همچنين امكان تغيير و تحول در سبك زندگي را فراهم كند. در نتيجه اين چيزي است كه مي‌توان گفت روح دنياي مدرن را آرامش مي‌بخشد و به نوروز و چهارشنبه‌سوري اجازه مي‌دهد دوام و بقا پيدا كنند و كاركردهاي تازه‌يي را براي خودشان تعريف نمایند. برای تحقق کارکردهای جدید و به منظور سازگار شدن با بستر مدرن، چهارشنبه سوری ناگزیر تحولاتی را پذیرفته است که در زیر آنها را توضیح می دهم. جشن سوري چندين آيين در خودش دارد. يكي آتش افروختن است. این ویژگی جشن سوری تغيير مهم و معناداری کرده است. در گذشته، بوته روشن می کردند و آن را در پشت بام آتش مي‌زدند. امروزه اولا دیگر بجای بوته از مواد مختلف استفاده می کنند. ثانیا، آتش را نه درپشت بام بلکه در کوچه و خیابان روشن می سازند. ثالثا، چراغاني كردن و آتش‌بازي و ترقه و توليد صدا و انفجار هم به آن اضافه شده است. انفجار و توليد صدا، پديده كاملاً جديدي است كه دنياي مدرن به جشن سوری اضافه كرده است که تا حدودي متاثر از آيين‌هاي موجود در غرب است. هنگام شادماني در كشورهاي اروپايي روشن كردن باروت و ايجاد صدا رسم است. افزودن صدا و نور به آتش، جشن سوري را عرفي‌تر و دنيوي‌تر مي‌كند، زیراآتش و نور هم در آيين زرتشت به‌عنوان امر مقدس است هم در دين اسلام نور در واقع نماد خداوند است. بنابراين روشن شدن هوا هنگام ظلمات شب يك امر زيبا و مقدس است. اما انفجار و صداي مهيب و ناگوار، هم در زرتشت و هم در اسلام فاقد قداست الهي است. در نتيجه اين بخش كه به آن اضافه شده باعث شده بعد عرفي و دنيايي جشن سوري بيشتر شود و آن را بیشتر در بستر دنياي مدرن قرار بدهد. يكي دیگر از تحولات جشن سوری اين است كه این جشن امروزه عمدتا جشن جوانان است و به‌خصوص در دهه‌هاي اخير به مثابه پاره‌يي از خرده‌فرهنگ جوانان هم شناخته مي‌شود. در حالي كه در گذشته و به‌خصوص در دوره‌هاي پيش از اسلام، جشن سوري جشن جوانان نبود. جشن سوري جشني بود كه به‌خصوص بزرگسالان به استقبال ارواح مي‌رفتند و براي نسل‌هاي پیر‌تر كه خود را براي سفر به جهان آخرت آماده مي‌كنند،اين جشن معنادارتر بود. اما در دهه‌هاي اخير جشن سوري عمدتاً نمادي از خرده‌فرهنگ جواني است. به همين دليل ويژگي‌هاي جواني هم در آن گسترش پيدا كرده است. از جمله اينكه جوانان ميل به توليد هيجان دارند؛ هيجان‌هايي كه بتواند انرژي بدني آنها را به بيرون منتقل كند و يك نوع تجربه‌يي باشد از وضعيت و فضايي كه در آن انضباط و نظم آهنين كمتر وجود دارد. برخي از رفتارها و كنش‌هاي نابهنجاري كه در جشن سوري رخ مي‌دهد و گاه با مبالغه و بزرگ‌نمايي منعكس مي‌شود، برخاسته از اين ويژگي جديد جشن سوري است كه در آن نوجوانان و جوانان تلاش مي‌كنند جشن سوري را در اين سنين شكل بدهند و خصوصيات فيزيولوژيك روانشناختي و عاطفي دوره جواني يا نوجواني را در اين جشن متبلور كرده‌اند. در وضعیت چالش بين نسل‌هاكه برخي از آن به عنوان شكاف نسل‌ه ها ياد مي‌كنند، جشن سوري به مثابه نماد هويت جواني و نوجواني در تقابل گروه‌ها و بزرگسالان و سالمندان قرار مي‌گيرد. چالش یا شكاف نسل‌ها، تعارض‌ها و تفاوت‌هاي خودش را جاهايي آشكار می كند. يكي از جاهايي كه اين تعارضات آشكار مي‌شود، آيين‌هاي جمعي است. جشن سوري فضاي اجتماعي براي بازنمايي ويژگي‌هاي جوانان و نوجوانان و براي بازنمايي تقابل‌هاي شكاف نسلي است كه وجود داردو اين بدان معنا نيست كه نوجوانان، آگاهانه در تلاش‌اند به تقابل‌هايشان در قالب جشن چهارشنبه‌سوري دامن بزنند، بلكه ما در يك ديدگاه تحليلي مي‌توانيم اين تقابل را ببينيم.گاهي برخي ميل دارند به اينكه يك نوع نابهنجاري اجتماعي كه ريشه در خود اين جشن دارد، تعريف كنند، يا يك نابهنجاري اجتماعي كه ناشي از عدم عقلانيت جامعه است در نظر بگيرند. ولي ما اگر به تجزيه و تحليل‌ها و گفتمان عمومي جامعه توجه كنيم، مي‌بينيم كه ريشه نابهنجاري‌هاي چهارشنبه سوری تا حدودی در تقابل بين نسل‌هاست، چرا كه گفت‌وگوهاي پدر و مادرها و بزرگ‌ترها و قضاوت‌ها و داوري‌هايي كه آنها در مورد جشن سوري مي‌كنند اگر تحليل محتواي كيفي كنيم، به‌وضوح درمي‌يابيم كه مساله، مساله چالش نسل‌ها و تفاوت‌هاي اصلي كه بين اين دو نسل به‌وجود آمده، است. معمولاً بزرگ‌ترها وقتي با اين آيين‌ها روبه‌رو مي‌شوند، شروع مي‌كنند به بيان تمام دلخوري‌ها و گلايه‌ها و شكوه‌هايي كه از نسل جوان و نوجوان دارند، اينكه نسل جوان ما ديوانه شده و قادر نيست خودش را مديريت و كنترل بكند و نمي‌تواند مفهوم قانون، نظم و انضباط اجتماعي را درك بكند و گاه به حالتي انباشته از حس نوستالژيك و اندوه و غم از گذشته و قديم‌ها ياد مي‌كند كه يادش بخير، قديم‌ها وقتي چهارشنبه‌سوري بود، مردم با چه محبت و مودتي آتش روشن مي‌كردند و چقدر احترام مي‌گذاشتند و ما نشنيده بوديم چهارشنبه‌سوري باعث آتش‌سوزي بشود. و از طريق ارائه يك تصوير نوستالژيك از گذشته، چهارشنبه‌سوري ايده‌آلی را ارائه می كنند كه در آن، تفاهم نسل‌ها در گذشته بالا بوده، بچه‌ها و پدر و مادرها با هم پشت بام مي‌رفتند و بدون سر و صدا با مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها لذت مي‌بردند. تغییر برخی آیین های همراه با جشن سوری و از میان رفتن آنها، از تغییرات دیگر آن در دوره مدرن است. چهارشنبه‌سوري مجموعه‌يي بود از آيين‌هاي مختلف. اين آيين‌هاي مختلف هم در مناطق مختلف تفاوت مي‌كرد، ولي برخي كه ميان مردم ايران مشترك بود مانند فال گوش انداختن، قفل‌گشايي، آجيل مشكل‌گشا، شكستن كوزه و قاشق‌زني. به علاوه مناطق مختلف مانند گيلان، كردستان و مناطق مختلف ايران هر کدام آيين‌هاي خاص خودشان را هم به آنها اضافه مي‌كردند. از اين مجموعه آيين‌ها، تقريباً بيشترشان از ميان رفته‌اند و به جاي آن چيزهايي به اين آيين اضافه شده است. دنياي مدرن چهارشنبه‌سوري را نه آن‌گونه كه وجود داشته، بلكه آن‌گونه كه مي‌خواسته گزينش كرده و برخي از قسمت‌هاي آن را رها و بعضي را انتخاب كرده است و اين انتخاب و گزينشي كه در اين مورد صورت گرفته، بر اساس ماهيت فرآيندهاي مدرن است. مثلاً فرض كنيد كه يكي از اين فرآيندها شهرنشيني است. شهرنشيني يك مجموعه اقتضائاتي را ايجاب مي‌كند كه خودش يك سري آيين‌ها را به وجود مي‌آورد و نسبت به آيين‌هايي كه در گذشته هم وجود داشته دخل و تصرف مي‌كنند. مثلاً در گذشته چون زندگي جامعه ما بيشتر مبتني بر كشاورزي بود، شهرها كوچك بودند و عمده جمعيت كشور روستايي بود، بنابراين دسترسي به هيزم و تهيه آتش بسيار امر ساده‌يي بود، اما در حال حاضر عمده جمعيت ايران شهرنشين هستند و دسترسي به صحرا و خار و بن دشوار است. به همين دليل آن بخشي از آتش روشن كردن كه حول و حوش خار و بن و بوته‌ها صورت مي‌گرفت باعث مي‌شد كه به لحاظ نشانه‌شناسانه، بوته‌ها و خار و بن‌ها كه نمادي از زندگي مبتني بر كشاورزي و دامپروري بود از بين برود و به جاي بوته‌ها، الان لاستيك ماشين و كاغذ و زباله و مجموعه‌يي از مواد سوختني زائد را آتش مي‌زنند كه شما هيزم و بوته و... را از اين تركيب برمي‌داريد. به لحاظ نشانه‌شناسي، تغير ماهوي در آن به وجود مي‌آيد. يا اينكه در گذشته اگر آتش را روي بام روشن مي‌كردند اين‌گونه بود كه خانه‌ها يك طبقه بود و امكان رفتن روي بام وجود داشت، ضمن اينكه پشت‌بام‌ها در مالكيت يك نفر بود، اما امروزه امكان اينكه همه مردمي كه در يك مجتمع زندگي مي‌كنند روي پشت‌بام بروند، وجود ندارد. در يك مجتمع آپارتمان‌نشين ممكن است 20، 30 يا 60 واحد زندگي ‌كنند و پشت‌بام پاسخگوي چنين جمعيتي نخواهد بود. به همين دليل جمعيت از پشت‌بام به داخل كوچه‌ها كشيده مي‌شوند، گذشته از اينكه قرار گرفتن روي پشت‌بام‌هاي چندين طبقه، عملاً يك نوع اختلال در نظم اجتماعي هم هست چون مي‌شود به درون خانه‌هاي مردم اشراف داشت و اين به نوعي تجاوز به حريم خصوصي انسان‌هاست، در حالي كه در گذشته پشت‌بام‌ها چنين وضعيتي نداشتند. زندگي شهرنشيني عملاً اجازه نمي‌دهد كه شما از اين پشت‌بام‌ها آيين را اجرا كنيد. و كشيده شدن اجراي جشن سوري به درون كوچه‌ها و خيابان‌ها از الزامات شهرنشيني است. بنابراين در دنياي شهري اجراي يك سري آيين‌ها با محدوديت‌ها و الزامات زندگي شهري گره مي‌خورد كه در اينجا همان‌طور كه اشاره شد هم موادي كه براي احتراق به كار مي‌گيرند و هم محل روشن شدن آتش و هم چيزهايي كه به آن اضافه شده اينها مجموعه الزامات دنياي شهري صنعتي جديد است. همان‌طور كه اشاره شد، استفاده از باروت و فشفشه و انواع اينها، در واقع دستاوردهاي تكنولوژي امروز است و به نوعي فناورانه كردن اين آيين است. باروت، ترقه و فشفشه يكي از نمادهاي قدرت و صنعت در دنياي مدرن است، به‌‌خصوص در مراحل اوليه آن. طبيعي است كه در اين فرآيند صنعتي شدن همه آيين‌ها و همه زندگي‌ ما به‌گونه‌يي با تكنولوژي درمي‌آميزد و تكنولوژي به گونه‌يي آيين‌هاي سنتي و آيين‌هاي ديگر را احاطه مي‌كند. باروت و همچنين چراغاني كردن دو نمادي هستند كه وارد جشن سوري مي‌شوند و بدين وسيله آيين چهارشنبه‌سوري را تكنولوژايس مي‌كنند. علاوه بر اينها فرآيندهاي جديدتر مدرنيته هم چهارشنبه‌سوري را تحت تاثير قرار داده‌اند. از جمله آنها رسانه‌يي شدن است؛ رسانه‌يي شدن به اين معنا كه به هر حال چرخه توليد و توزيع نمادها توسط رسانه‌ها صورت مي‌گيرد، يعني راديوها، تلويزيون‌ها، ماهواره‌ها، اينترنت و فناوري‌هاي جديد ارتباطي. چهارشنبه‌سوري مثل بقيه آيين‌هاي ديگر ايران، به‌شدت تحت‌تاثير اين فرآيند رسانه‌يي شدن قرار گرفته است. ما نشانه‌هاي اين رسانه‌يي شدن را مي‌توانيم در مجموعه پيام‌هايي كه درباره چهارشنبه‌سوري ساخته مي‌شود، در قالب تبريك يا ايده‌هايي كه رسانه ها براي چهارشنبه‌سوري وجود دارد يا گفت‌وگوهايي كه به هر شكلي حول و حوش اين جشن صورت مي‌گيرد، و اينها از طريق موبايل‌ها، چت‌روم‌ها، وبلاگ‌ها، وب‌سايت‌ها يا از طريق راديوها و تلويزيون‌ها انجام مي‌شود. وجه ديگرش بازنمايي جشن سوري در رسانه‌ است. در گذشته، انسان‌ها بيش از اينكه در مورد آيين‌ها عكس، فيلم، طرح و نقاشي و تصويري را تهيه كنند بيشتر آن آيين‌ها را انجام مي‌دادند، اما امروزه انسان‌ها بيش از آنكه آيين‌ها را اجرا كنند درباره اين آيين‌ها سخن مي‌گويند، عكس مي‌گيرند، فيلم تهيه مي‌كنند، بحث مي‌كنند و ايماژها و تصويرهايي در مورد اين آيين‌ها به وجود مي‌آورند. به همين دليل به نظر مي‌رسد كه حتي آيين‌هايي مثل نوروز يا جشن سوري وجه غالب‌شان، وجه بازنمايانه آنهاست نه خود آيين‌هاي اجرا شده. خب بازنمايي اين آيين‌ها ابعاد اين جشن‌ها را گسترده‌تر مي‌كند و در عين حال بر معناي آنها هم تاثير مي‌گذارد. از اين حيث ابعادشان گسترده‌تر مي‌شود كه اينها در جغرافياي پهناورتري مطرح مي‌شوند، ما مثلاً مي‌توانيم جشن سوري را در امريكا و اروپا و آفريقا و همه جاي دنيا ببينيم؛ از طريق تلويزيون‌ها، شبكه‌هاي خبري و ماهواره‌ها و... البته اين جهاني شدن جشن سوري فقط نتيجه بازنمايي آن نيست، مهاجرت به كشورهاي ديگر و زندگي ما در آنجا بر جهاني شدن اين آيين‌ها تاثير گذاشته ولي وجه بازنمايانه چون راحت‌تر صورت مي‌گيرد و امكانات بيشتري هم براي توليد تصاوير و ايماژها و همچنين براي انتقال اينها وجود دارد، باعث مي‌شود كه خيلي سريع گسترش پيدا بكند. در واقع در حال حاضر ما بايد از دو چهارشنبه‌سوري ياد كنيم؛ يكي چهارشنبه‌سوري كه بازنما شده و همان چهارشنبه‌سوري نمادين است و در محيط مجازي صورت مي‌گيرد و دوم چهارشنبه‌سوري كه در جهان واقع اتفاق مي‌افتد. من فكر مي‌كنم اهميتي كه چهارشنبه‌سوري پيدا كرده، بيشتر بر پايه همين چهارشنبه‌سوري نمادين و وجه بازنمايانه آن است. چرا كه آني هست كه به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد، در محيط مجازي ماندگار مي‌شود و به مثابه يك متن قابليت خوانش و قرائت پيدا مي‌كند و افراد و گروه‌ها مي‌توانند درباره اين متن سخن بگويند، گفت‌وگو كند، مشاجره و مناظره و بحث‌هايي را به وجود بياورند. حتي اهميت سياسي جشن سوري را هم مي‌توان در همين وجه بازنمايانه‌اش ديد كه در تلويزيون يا مطبوعات يا رسانه‌هاي ديگر بازنما مي‌شود، ولي گذشته از اينها نفس بازنما ساختن چهارشنبه‌سوري يك نوع بازتاب واقعيت اجزاي اين جشن هم نيست، مثل بقيه امور بازنمايي معمولاً به شيوه گزينشي و متناسب با قرائتي است كه رسانه از آن حادثه مي‌خواهد ارائه كند. به همين دليل چگونگي بازنما كردن با بينش‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كه قرار است در واقع با كمك اين بازنمايي شكل بگيرد، در ارتباط است. به تعبير ديگر در جهان رسانه‌ها، جشن سوري يك نماد و نشانه است و هر رسانه‌يي سعي مي‌كند متناسب با جهت‌گيري خودش و قرائت خاص خود اين نمادها را عرضه كند. اگر به بازنمايي رسانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران از جشن سوري بنگریم مي‌بينيم كه در اين بازنمايي بنابر ملاحظات و نگرش‌هاي خاص ايدئولوژيك و سياسي كه نظام سياسي ايران نسبت به اين آيين به مثابه يك آيين عرفي و دنيوي دارد، طبعاً در نهايت با يك سوگيري مثبت و همراه با تاييد با اين آيين برخورد نمي‌كند. بازنمايي و رمزگذاري از اين آيين، به گونه‌يي است كه به صورت ضمني و گاه به طور صريح وجوه مخرب اين جشن را يادآوري و تداعي و حتي گاه بزرگنمايي مي‌كند. مثلاً اينكه در بحث جشن سوري به طور ضمني، اين جشن در مقوله خرافات طبقه‌بندي مي‌شود و همچنين پيامدهاي اين جشن از لحاظ اقتصادي يا به لحاظ انساني گاه به نحو مبالغه‌آميزي، به‌خصوص وجه منفي‌شان بازنما مي‌شود. مثلاً اينكه چه تعداد مجروح و آسيب‌ديده در نتيجه آتش‌بازي يا ترقه‌بازي يا چه مقدار ماشين، خانه يا وسيله مردم در نتيجه فعاليت‌هاي جشن سوري آسيب ديده، يا بي‌نظمي كه در شهر به وجود آمده مثلاً ترافيكي كه شكل گرفته و نارضايتي مردم در محله‌ها از مزاحمت جوانان و نوجوانان يا آلودگي صوتي ناشي از ترقه‌بازي يا حتي رنجش و دلخوري كه ممكن است برخي افراد گروه‌هاي مذهبي از اين جشن داشته باشند، همه اينها با برجسته‌سازي و تاكيد در رسانه‌ها بازنما مي‌شود. البته اين بازنمايي وجوه منفي جشن سوري علاوه بر مباني سياسي كه ممكن است داشته باشد، ريشه در همان نكته‌يي كه پيش‌تر اشاره كرديم يعني تقابل بين نسل‌ها هم دارد. ولي شيوه‌يي كه براي تاكيد بر بازنمايي وجوه منفي جشن سوري به خدمت گرفته مي‌شود يك شيوه عقلاني است، يعني رسانه‌ها تلاش مي‌كنند توضيح بدهند كه اين تخريب‌ها يا آسيب‌ديدگي‌هاي جسماني يا بي‌نظمي در شهر، تشديد ترافيك، آلودگي صوتي و… نه به دلايل ايدئولوژيك بلكه عقل سليم حكم مي‌كند كه اينها اعمال زشت و ناپسندي هستند. اگر هم موانع سياسي وجود داشته باشد، اين مباني در يك پوشش توجيه عقلي شده به مردم ارائه مي‌شود. من فكر مي‌كنم براي فهم چهارشنبه‌سوري ما نياز داريم برگزاري اين جشن را از منظر نوجوانان، جوانان و گروه‌هاي مختلف اجتماعي كه آن را اجرا مي‌كنند ببينيم. آنها هنگام اجراي اين جشن چه دريافتي از انجام اين كار و رفتارهاي خودشان افاده مي‌كنند. مسلماً بخشي از تحليل و تفسيرهاي پديدارشناسانه‌يي كه ما مي‌كنيم و اين جشن را در يك بستر ايدئولوژيك يا سياسي قرار مي‌دهيم، ممكن است براي بسياري از جوان‌ها و نوجوان‌ها اين معنا وجود نداشته باشد و آنها اجراي جشن سوري را بيشتر با توجه به مولفه‌ها و ويژگي‌هاي ديگري معنا كنند، براي مثال گسترش اوقات فراغت در جامعه يكي از ويژگي‌هاي مهم دنياي مدرن است. دنياي مدرن دنياي فراغتي شده است، مردم فرصت‌هاي زيادي دارند تا به تحقق فراغت‌هاي خودشان و شكوفا كردن استعدادهايشان بپردازند. بدون ترديد چهارشنبه‌سوري براي بسياري از گروه‌هاي اجتماعي مردم معناي فراغتي دارد و پاسخي است به نياز گروه‌ها براي اينكه بتوانند در يك چارچوب اجتماعي قابل قبول اين نياز خودشان به لذت بردن توليد هيجان، سرگرم كردن و به هر حال پر كردن اوقات فراغت خودشان از طريق چهارشنبه‌سوري بپردازند. ولي شايد اين بعد فراغتي كمتر به چشم بيايد و بعد فراغتي آن اغلب پنهان شود، چرا كه فرض بر اين است كه مردم دارند يك آيين فرهنگي را بر اساس تعهد ملي و آييني كه به اين آيين دارند، اجرا مي‌كنند. من فكر مي‌كنم بسياري از اين جوانان و نوجوانان ما، اساساً شايد اين تعهد و تعلقات خاطر را به شكل فردي به اين آيين نداشته باشند ولي معمولاً هفته آخر سال، هفته‌يي است كه دانشجويان و دانش‌آموزان تعطيل هستند و در عين حال، به هر حال از بار تكاليف مدرسه و دانشگاه را هم زمين نهاده‌اند، در نتيجه آمادگي جسمي و روحي فراواني دارند براي اينكه بتوانند به لذت بردن بپردازند. وجه ديگري كه من فكر مي‌كنم در چهارشنبه‌سوري خيلي مهم است، توجه به چهارشنبه‌سوري به مثابه يك كنش جمعي است كه از طريق آن، افراد شبكه‌‌هاي اجتماعي خودشان را شكل مي‌هند يا به تقويت شبكه‌هاي اجتماعي‌شان مي‌پردازند. به‌خصوص در سال‌هاي اخير اين وجه چهارشنبه‌سوري اهميت بيشتري پيدا كرده. در گذشته چهارشنبه‌سوري به صورت آييني بود كه حول و حوش نهاد خانواده صورت مي‌گرفت، يعني افراد و اعضاي خانواده و خويشاوندان گردهم جمع مي‌شدند و جشن‌‌سوري را بر پا مي‌كردند، اما در سال‌هاي اخير چهارشنبه‌سوري به مثابه آييني كه از طريق آن شبكه‌هاي دوستي و پيوندهاي دوستي شكل مي‌گيرند و تقويت مي‌شوند، اجرا مي‌شود، براي مثال در سال‌هاي اخير در تهران و برخي شهرهاي ديگر، تورهاي چهارشنبه‌سوري به وجود آمده كه دوستان جمع مي‌شوند و از طريق اين تورها به بيرون شهر مي‌روند و آتش‌بازي و... مي‌كنند و ساعاتي را خوش مي‌گذرانند و باز به خانه‌هايشان بر‌مي‌گردند. معمولاً اين تورها، مركب از دوستان هستند نه اقوام و خويشان و اين يك پديده كاملاً جديد است. در گذشته جشن سوري بر پايه روشن كردن آتش بر بام خانه‌ها بود و هر كس در خانه خودش اين كار را مي‌كرد. دليل اين مساله هم اين بود كه تلاش مي‌شد اين آيين به مثابه پاره‌يي از نهاد خانواده ايفاي نقش كند اما در حال حاضر با توجه به اينكه كاركردهاي خانواده تغيير كرده و حتي تا حدودي اهميت خانواده مثل گذشته مورد توجه قرار نمي‌گيرد، طبيعتاً برپا داشتن جشن سوري و افروختن آتش بر بام خانه خود هم ديگر چندان مساله مهمي نيست. همچنین تحليل جنسيتي جشن چهارشنبه‌سوري مي‌تواند برخي از ابعاد معناكاوانه اين جشن را در دنياي امروز آشكار كند، البته ما براي اينكه بتوانيم از نگاه‌هاي جنسيتي اين جشن را ببينيم نيازمند بررسي‌هاي دقيق‌تري هستيم و آن هم اينكه آيا زنان اين جشن را بيشتر اجرا مي‌كنند يا مردان يا سهم هركدام‌شان چقدر است. يا اينكه هر كدام از اين افراد چه تلقي از اين جشن دارند. من براساس مشاهدات و تجربه زيستي خودم در مورد جشن سوري مي‌توانم بگويم جشن‌سوري براي جامعه امروز ما، براي جوانان و نوجوانان، هم يك جشن زنانه است و هم يك جشن مردانه، چرا كه اولاً در سطح نوجوانان هنوز خيلي تفكيك‌هاي جنسيتي معنادار نيست، يعني براي كودكان و نوجوانان هنوز تمايل‌هاي جنسيتي شكل نگرفته، چرا كه اين تمايزات معمولاً از سن بلوغ به بعد است كه معنادار مي‌شود. از طرف ديگر هم با توجه به ابعاد عرفي و دنيوي كه در اين جشن به وجود آمده، برخي از موانع و محدوديت‌هايي كه در تفكيك‌هاي جنسيتي صورت گرفته و جنبه مذهبي دارند، در مورد جشن سوري صادق نيست، چرا كه اساساً يك جشن مذهبي نيست و به معناي يك جشن عرفي كمتر حساسيت‌هاي جنسيتي خودش را آشكار مي‌كند، اما گذشته از اين دو نكته‌يي كه عرض كردم چيزي كه جشن سوري را بين مردان و زنان متمايز مي‌كند، بيشتر كيفيت برگزاري اين جشن است. دختران معمولاً در جشن سوري كمتر به طرف ماجراجويي‌هاي خطرآفرين مي‌روند و معمولاً با ايستادن در كنار آتش و از روي آن پريدن و گفت‌وگو با همديگر جشن را برگزار كنند، اما پسران بيشتر ميل به ماجراجويي، توليد صدا و استفاده از مواد محترقه يا تبديل صحنه اجراي آيين به يك صحنه پر هياهو، پرماجرا، پر‌سر و صدا و پر‌مخاطره دارند. به نظر مي‌رسد براي پسران صحنه اجراي جشن سوري صحنه‌يي براي بازنما ساختن ويژگي‌هاي جواني و در عين حال مردانگي آنها است، اينكه از آتش نمي‌هراسند، از صدا باك و ابايي ندارند و آماده به خطر انداختن خودشان و ديگران هستند و به نوعي در واقع آن نقش‌ها يا هويت مردانه را بيشتر از خودشان نشان مي‌دهند. به همين دلايل من تصور مي‌كنم آيين سوري بعد جنسيتي دارد، نه از نوع تفكيك جنسيتي به معناي اينكه زنان جشن مي‌گيرند يا نه، هر دو اين را دارند انجام مي‌دهند اما با تمايزاتي و هدف‌هاي جدا از هم كه تلاش در بازنمايي آن دارند. تا حدودی زنان به گونه ديگري از اين آيين استفاده مي‌كنند. يكي از اينها اين است كه با توجه به اينكه در كوچه و خيابان يا بيرون شهر صورت مي‌گيرد، براي زنان فرصتي است كه هنگام برگزاري اين جشن به نحو آزادانه‌يي وارد خيابان شوند و براي لحظاتي فضاي عمومي را كه محيطي مردانه است و دختران براي ورود به آن به طور تاريخي با موانعي روبه‌رو هستند، بتوانند به طور مجاز و مشروعي وارد كوچه و خيابان بشوند و از اين فضا استفاده كنند. يا اينكه حضور دسته‌جمعي زنان در فضاي عمومي براي شادماني كردن، چيزي كه به‌طور تاريخي در جامعه ايران با مشكلات و محدوديت‌هاي زيادي مواجه بوده‌اند، اما ما الان شاهد اين هستيم كه گاهي حتي رقص و آواز و پايكوبي هم انجام مي‌دهند. بنابراين زنان به دليل اينكه در فضاي مدرن مقدار زيادي به برخي از اين آيين‌هاي پيشا‌مدرن باور ندارند، آنها را ترك كرده‌اند، ولي به جاي آن دارند ابعاد جديدتري به اين جشن مي‌افزايند و به نحو متفاوتي از اين جشن براي مقاصد زنانه خودشان استفاده مي‌كنند كه شايد بشود گفت، شادماني كردن در جمع، حضور در عرصه عمومي پايكوبي در فضاي عمومي سه مولفه اصلي است كه در موقعيت عادي امكان استفاده از آن را ندارند. يكي دیگراز ابعاد مهم جشن سوري، قسمت جمعي و كارناوالي آن است. معمولاً در بحث‌هاي مربوط به فرهنگ معاصر گفته مي‌شود كه فرهنگ خصلت كارناوالي پيدا كرده، به اين معنا كه ميل به انجام جشن‌ها و شادي‌ها به خصوص در فضاهاي عمومي شهر گسترش پيدا كرده و در اغلب شهرهاي بزرگ دنيا، اين جشن‌ها وجود دارد و معمولاً بسياري از شهرهاي بزرگ، علاوه بر نمادهاي تاريخي و نمادهاي بزرگ شهري مثل برج‌ها، معمولاً يك كارناوال بزرگ هم دارند كه به آن شهر هويت مي‌دهد، مثلاً براي شهري مثل لندن كارناوال «ناتينگ هيل» بسيار شهرت دارد، يك سابقه 40 ساله‌يي هم دارد و هر ساله چند ميليون نفر آن را برگزار مي‌كنند. در نيويورك، فرانكفورت و همه شهرهاي بزرگ كمابيش وجود دارد. در جامعه ايران ما به طور تاريخي شيوه‌هاي مختلفي از برگزاري كارناوال در فضاهاي عمومي را داشته‌ايم، البته از لحاظ معنا و مفهوم لزوماً عنوان كارناوال را به آن نمي‌دادند. مي‌توان گفت جشن‌ سوري يك كارناوال ايراني است كه بسياري از ويژگي‌هاي يك كارناوال را هم دارد، البته تفاوت‌هايي هم با كارناوال دارد، در اين برنامه‌ها معمولاً همه مردم در ميدان بزرگ عمومي شهر مجتمع مي‌شوند و مسيري را طي مي‌كنند و هنگام طي مسير هم رقص و آواز خود را برگزار مي‌كنند. در مورد چهارشنبه‌سوري اين اتفاق نمي‌افتد ولي چيزي كه اتفاق مي‌افتد اين است كه اغلب مردم به صورت انفرادي يا جمع خانواده يا دوستان به كوچه يا خيابان مي‌آيند و براي خودشان باز به صورت انفرادي آتشي برمي‌افروزند و جشن و پايكوبي مي‌كنند، از اين نظر يك نوع كارناوال را مي‌توانيم مشاهده كنيم گرچه آن اتحاد و انسجام و همراه بودن و آهنگ كارناوال را به خودش نمي‌گيرد و ندارد. همچنین يكي از ابعاد مهم جدید چهارشنبه سوري، بوروكراتيك شدن اين جشن است. طبيعتاً هنگامي كه دولت‌ملت‌هاي جديد به وجود آمدند، همه ابعاد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي ملت‌ها دستخوش تغييراتي شد، جشن‌ها و آيين‌ها و سنت‌ها نيز تافته جدا بافته نبودند و بر كنار از اين تغييرات نماندند. دولت‌ملت‌ها نياز داشتند تا جشن‌ها و آيين‌ها را براي تحكيم دولت‌ملت و تمركز بخشيدن به قدرت خودشان به خدمت بگيرند و به بازتعريف مجدد اين آيين‌ها پرداختند. در اروپا در قرن 18 و 19 با پيدايش دولت‌هاي ملي، مفهوم جشن‌هاي ملي به وجود آمد، شايد در گذشته چيزي به عنوان جشن ملي نداشتيم، حتي زبان ملي و سرود و پرچم و همه نمادهاي ملي ديگر وجود نداشتند، بنابراين در اصل مي‌شود گفت كه خود دولت كه دولت مدرن و متمركز و مركزي بود مفهوم ملي بودن را توليد كرد و به دنبال خودش آورد و مجموعه نوروز و جشن‌هاي همراه آن، در دوره مشروطه و به خصوص هنگامي كه رضاخان سركار آمد يك معناي جديدي پيدا كردند با نام جشن‌هاي ملي كه پيش از آن با اين عنوان شناخته نمي‌شدند و در قاب يا چارچوب ايدئولوژي ناسيوناليسم قرار گرفتند، به خصوص نوروز، در زمان رضاشاه يك نوع ناسيوناليسم رمانتيك، فلسفه و سياست فرهنگي دوران پهلوي را تشكيل مي‌داد. در اين فلسفه تلاش بر اين بود كه باقي‌مانده‌ها و بازمانده‌هاي فرهنگي دوران پيش از اسلام، بناهاي تاريخي و اشياي موزه‌يي و هنرها از جمله آداب و آيين و رسوم ايراني‌ها مجدداً احيا و در چارچوب مفهوم دولت استفاده شوند. چهارشنبه سوري در آن بستر ملي دولت جديد، طبيعتاً جايگاه مهمي داشت. با ظهور انقلاب اسلامي اين چارچوب ناسيوناليسم رمانتيك به پايان رسيد و براي مدتي هم با چالش‌هاي سياسي جديدي مواجه شد. اما با ظهور ايدئولوژي ناسيوناليسم اسلامي كه به تدريج توسعه پيدا كرد تا به امروز رسيد و معمولاً به گونه‌يي است كه دولتمردان ما از واژه ايراني اسلامي با هم ياد مي‌كنند، طوري شد كه اين جشن‌هاي فرهنگي هم به تدريج در چارچوب خاصي از ايدئولوژي ملي ديني يا ملي مذهبي نوعي مشروعيت پيدا كنند و پذيرفته شوند، اما به هر حال تلاش دولت در اين است كه ابعاد اين نوع جشن‌ها به نحو نظارت و كنترل شده‌يي استمرار و دوام پيدا كند. خب براي اينكه اين كنترل و نظارت صورت بگيرد، طبعاً نهادهاي مسوول در بخش‌هاي مختلف شهرداري، نيروي انتظامي و ساير نهادها، برنامه‌ريزي و تلاش مي‌كنند تا بتوانند با كمك ابزارهاي بوروكراتيكي كه در اختيار دارند، حال قوانين و مقررات و ايجاد امكانات يا محدوديت‌هاي خاص، عملاً چهارشنبه‌سوري را در قاب دولت قرار دهند و معناي خاصي را براي آن ارائه كنند. تلاش نهادهاي فرهنگي، نظامي و انتظامي براي نظارت و كنترل بر اين آيين‌ها انجام مي‌دهند، طبعاً چون هدف از بين بردن اين آيين‌ها نيست بلكه كنترل كردن آنها است و با توجه به اينكه جشن سوري داراي ابعاد مخرب هم هست (از حيث عقلاني) طبيعتاً يك نوع همنوايي باطني حداقل گروه‌هاي خاصي از مردم را با خودشان دارند و يك نوع حمايت اجتماعي براي اينكه اين كنترل لازم و ضروري است و اين باعث مي‌شود دولت بتواند با اين پشتوانه و حمايت اجتماعي گروه‌هاي بزرگسال، با توجه به اين توجيه عقلاني كه براي نظارت و كنترل وجود دارد مي‌توان گفت كه دستگاه بوروكراتيك دولت اين توان را خواهد داشت تا اجراي اين جشن را كنترل كند و در حال حاضر هم اين تا حدودي انجام شده. بوروكراتيك كردن چهارشنبه سوري تا حدودي موفق به كنترل پيامدهاي مخرب اين جشن خواهد شد چرا كه نيروي انتظامي از ورود مواد محترقه خطرناك جلوگيري خواهد كرد و در عين حال فكر مي‌كنم در جلوگيري از آشفتگي در شهر موفق خواهد شد، چرا كه حمايت هم دارد. ولي اينكه آيا اين طرح مي‌تواند در نهايت جشن سوري را به يك جشن دولتي تبديل كند، چنين اتفاقي نمي‌افتد، چرا كه در يك تحليل نهايي نمي‌توان گفت دولت هم خواهان اين است كه جشن سوري را يك جشن كاملاً دولتي بداند، دليل آن هم تفاوت‌هايي است كه خاستگاه تاريخي و ماهيت عرفي است كه اين جشن دارد. دولت هم به عنوان يك دولت مذهبي، تمايل جدي به اينكه اين جشن را دولتي بكند ندارد. بيشتر به نظر مي‌رسد خواسته‌اش كنترل كردن و نظارت بر پيامدهاي آن است و البته شايد بتوان گفت يكي از هدف‌هاي ضمني نظارت و كنترل بر جشن سوري جلوگيري از تبديل شدن اين جشن به مثابه يك نماد اعتراضي يا يك نشانه سياسي در تقابل با گفتمان سياسي حاكم است. دولت از طريق مشاركت در اين جشن و پذيرش تلويحي آن، عملاً بستر سياسي را فراهم كرده است كه كمتر بتوان اين جشن را يك نشانه و نماد اعتراضي يا مواجهه و تقابل با گفتمان سياسي روز بدانيم، به همين دليل به مقداري كه مشاركت دولت در اين جشن افزايش پيدا مي‌كند، عملاً بار معناي سياسي آن كم مي‌شود و اين فرآيند بوروكراتيك شدن بيشتر محدود به جلوگيري از عوارض تخريبي آن خواهد بود تا اجراي اين جشن در ايران دولتي و حكومتي بشود. بهر حال، بخشي از تخريب‌ها يا نابهنجاري‌هايي كه در اين جشن صورت مي‌گيرد، اجتناب‌ناپذير است، چرا كه قشر نوجوان و جوان با‌ آن روحيه كنجكاوي و ماجراجويي، اين تمايل را دارند كه به نوعي از اين فضاها استفاده كنند براي نشان دادن هويت نوجواني خودشان و در همه جاي دنيا كم و بيش اين‌گونه هست كه جشن‌هايي كه متعلق به نوجوانان و جوانان است، سر و صداي بيشتر و آتش‌بازي و... و پيامدهاي منفي همراه است، چيزي كه شايد در نتيجه امروز زمان به وجود بيايد اين است كه خانواده‌ها و خود جوانان و نوجوانان در پرتو آگاهي‌هاي فرهنگي كه به دست مي‌آورند، اشتياق و تمايل‌شان به اينكه بخواهند اين جشن را بيش از آنچه در حال حاضر اجرا مي‌شود، مخرب شود، اين رو به كاهش است نه افزايش، از طرف ديگر خود واكنش‌هايي كه دولت نشان مي‌دهد تاثيرگذار


لینک منبع: http://www.farhangshenasi.com/persian/node/655

لینک
[1] http://www.farhangshenasi.com/persian/persian/node/656