زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

سفرنامه ها

پرواز از مهرآباد

بهر حال، هر چه بود با ذهنی انباشته از پرسش ها و نگرش های ضد و نقيض عازم بريتانيا شدم. از همان لحظات اول اين تناقض ها، نگرش ها و در عين ناآگاهی از زندگی واقعی در غرب در رفتارهايم پيدا بود. بخاطر می آورم که شش صبح بوينگ «ايران اير» از مهرآباد برمی خاست و قرار بود با اين پرواز راهی لندن شوم. همه آمده بودند تا مهربانی شان را بدرقه راهم کنند.  ادامه مطلب »

از تهران تا لندن

مکان مقصد هیچ مسافری نیست. ما همیشه به شوق دیدن شیوه ای دیگر از زندگی سفر می کنیم.

آغاز سفر

سفرم به لندن از ساختمان سبز معاونت دانشجويي «وزارت فرهنگ آموزش و عالی» آن زمان يا «وزارت علوم، تحقيقات و فنآوری» اين زمان شروع شد. به اعضای هيات علمی دانشگاه ها برای اخذ دکتری و ادامه تحصيل بورس می دادند که قرعه فال به نام من هم افتاد. پيش از آن در سال 1371 در آزمون اعزام پذيرفته شده بودم که به دلايلی از آن کاروان عقب ماندم. اولين سفری بود که فراسوی مرزهای جغرافيايي و فرهنگی ايران می رفتم. همچنين اولين دکترايي بود که می گرفتم! از اينرو با چم و خم اداری اعزام آشنايي نداشتم. با وجود اين کارهای اداری تشکيل پرونده، امتحان زبان، اخذ پذيرش، اخذ ويزا و مخلفات ديگر به نحو معجزه آسايي پيش رفت و روی هم يک سال بيشتر طول نکشيد!  ادامه مطلب »

کانون توحید

راهرو باريک و تاريکی را پشت سر گذاشتم و از در چوبی رد شدم. به دخمه ها می مانست تا کانون فعاليت های فرهنگی! زنگ زدم و بعد از ربع ساعتی جوانی لاغر اندام، نحيف با محاسنی بلند و چهره ای درهم، در را باز کرد. سلامی کردم و گفتم فلانی هستم. وارد راهرو کوچکی شدم. سمت راست سرويس توالت و دستشويي- شبيه آنها که در «غذای خوری بين راهی» است- قرار داشت! و سمت راست پله های باريکی که به طبقه بالا راه می برد. روبرو دری بود که به محوطه گود بزرگی باز می شد. داخل محوطه شدم. دور تا دور محوطه را پتو چيده و گوشه ای قفسه کتاب پر از مفاتيح الجنان و قرآن و جعبه ای مهر نماز بود. سمت چپ هم سه اتاق خشک و خالی! حسينيه لشگر عاشور دزفول را تداعی می کرد و آن سال های سرخ جنگ خونين. طبقه بالا محل اجتماعات و کتابخانه کانون بود.  ادامه مطلب »

سفرنامه آمریکا قسمت اول


گزارش حاضر شرحي از سفر نگارنده به آمريکاست که خرداد 1383 (ماه مي 2004) براي شرکت در پنجمين همايش دوسالانه «انجمن بين المللى مطالعات ايرانى» [1] معروف به ISIS انجام شد. اين کنفرانس از بيست هشتم تا سي ام ماه ي (هشتم تا دهم خرداد) در محل دائمي برگزاري آن يعني "هتل هايت ريجنسى" در شهر بتزدا در ايالت مريلند در نزديک واشنگتن برگزار شد. انجمن مطالعات ايراني به دليل قدمت آن (1967) و مجله علمي انگليسي آن (مطالعات ايراني)، انجمني شناخته شده است. از طرف ديگر برگزاري اين کنفرانس مصادف بود با اتمام رساله دکتري من، و بسيار مايل بودم تا بخشي از تحقيقم را که حکم نان تنوري تازه را داشت در جايي ارائه کنم. و البته دلايل و انگيزه هاي بسيار ديگر براي ديدار آمريکا داشتم که خواهم گفت.

نامه سفر به سرزمين سرخپوستان

خلاصه  ادامه مطلب »

سفرنامه شهر گریت یارموث قسمت اول